۱۰.۱ درصد؛ اقتصاد ایران در یک فصل کوچکتر شد

رشد اقتصادی ایران در بهار ۱۴۰۵ با نفت ۱۰.۱- درصد و بدون نفت ۴.۶- درصد ثبت شده است. افت تولید تنها به بخش نفت محدود نمانده و همزمان صنایع و معادن، خدمات، ساختمان و حملونقل نیز با کاهش فعالیت مواجه شدهاند. کاهش ۸.۴ درصدی تشکیل سرمایه ثابت و ۳۵.۷ درصدی صادرات کالا و خدمات، تصویر را از یک افت فصلی فراتر میبرد و نشان میدهد فشار فقط بر تولید امروز وارد نشده؛ ظرفیت تولید آینده نیز با کاهش سرمایهگذاری در معرض فشار قرار گرفته است.
یک عدد، اما چند نشانه
وقتی از رشد اقتصادی منفی ۱۰.۱ درصد صحبت میکنیم، نخستین نکته این است که این عدد به معنای از بین رفتن ۱۰ درصد ثروت کشور نیست. معنای دقیقتر آن این است که حجم واقعی تولید کالا و خدمات در بهار ۱۴۰۵ نسبت به بهار سال قبل، ۱۰.۱ درصد کاهش یافته است.
اما اهمیت این عدد زمانی روشنتر میشود که اجزای آن را کنار هم بگذاریم.
در این فصل، رشد بخش نفت و گاز منفی ۲۶.۴ درصد بوده است؛ بزرگترین افت در میان بخشهای اصلی اقتصاد. محاسبات مرکز آمار نشان میدهد کاهش فعالیت نفت و گاز بهتنهایی ۶.۷۴ واحد درصد از افت ۱۰.۱ درصدی رشد اقتصادی را توضیح میدهد.
بنابراین نفت مهمترین عامل این افت بوده، اما همه داستان نیست.
اقتصاد بدون نفت نیز ۴.۶ درصد کوچک شده است. صنایع و معادن ۱۴.۷ درصد، خدمات ۴.۸ درصد، ساختمان ۶.۴ درصد و گروه حملونقل، انبارداری و ارتباطات ۱۷ درصد کاهش داشتهاند. در میان گروههای اصلی، تنها کشاورزی با رشد ۲.۳ درصدی عملکرد مثبت داشته است.
این ترکیب یک نکته مهم را نشان میدهد:
مسئله فقط کاهش تولید نفت نیست؛ دامنه افت به بخشهای مختلف اقتصاد سرایت کرده است.
فشار فقط بر امروز نیست
اگر تنها عدد رشد اقتصادی را ببینیم، ممکن است مسئله را به کاهش تولید در یک فصل محدود کنیم. اما در همین آمار، دو عدد دیگر اهمیت ویژهای دارند:
تشکیل سرمایه ثابت: ۸.۴- درصد
صادرات کالا و خدمات: ۳۵.۷- درصد
کاهش تشکیل سرمایه ثابت یعنی اقتصاد در همین دوره، منابع کمتری را صرف ایجاد یا افزایش ظرفیت تولید کرده است. به بیان سادهتر، فشار فقط بر میزان تولید امروز وارد نشده؛ بخشی از ظرفیت لازم برای تولید فردا نیز با کاهش سرمایهگذاری مواجه شده است.
در سوی دیگر، افت ۳۵.۷ درصدی صادرات کالا و خدمات نشان میدهد بخش دیگری از فعالیت اقتصادی نیز با کاهش تقاضا یا توان فروش خارجی مواجه بوده است.
در نتیجه، سه اتفاق همزمان دیده میشود:
تولید کمتر شده، سرمایهگذاری کاهش یافته و صادرات نیز افت کرده است.
همین همزمانی است که اهمیت اعداد را بیشتر میکند.
نفت مهم است؛ اما تمام مسئله نیست
در اقتصاد ایران، وزن بالای نفت در رشد اقتصادی باعث میشود شوک در این بخش اثر قابلتوجهی بر عدد نهایی داشته باشد. اما وقتی رشد بدون نفت نیز منفی ۴.۶ درصد ثبت میشود، دیگر نمیتوان کل ماجرا را به عملکرد نفت نسبت داد.
این تفاوت، شاید مهمترین نکته این آمار باشد:
اقتصاد نفتی سقوط کرده، اما اقتصاد غیرنفتی هم در حال کوچکشدن است.
به همین دلیل، عدد ۱۰.۱ درصد را باید در کنار منفی ۴.۶ درصد خواند؛ یکی تصویر کل اقتصاد را نشان میدهد و دیگری نشان میدهد افت تا چه اندازه به بیرون از بخش نفت نیز گسترش پیدا کرده است.
آنچه این عدد درباره «فردا» میگوید
رشد اقتصادی معمولاً برای توصیف وضعیت تولید در یک دوره استفاده میشود؛ اما وقتی همزمان سرمایهگذاری کاهش پیدا میکند، صادرات پایین میآید و چند بخش اصلی اقتصاد نیز با افت فعالیت مواجه میشوند، مسئله دیگر فقط عملکرد یک فصل نیست.
کاهش ۸.۴ درصدی تشکیل سرمایه ثابت، از این جهت اهمیت دارد که سرمایهگذاری امروز بخشی از ظرفیت تولید فرداست.
بنابراین میتوان این تصویر را ترسیم کرد:
تولید ↓
سرمایهگذاری ↓
صادرات ↓
و این ترکیب، خروج از یک دوره انقباض اقتصادی را دشوارتر میکند؛ زیرا اقتصاد همزمان با افت فعالیت جاری، با کاهش بخشی از ظرفیتسازی آینده نیز مواجه است.
یک عدد، یک سؤال
آمار بهار ۱۴۰۵ فقط نمیگوید اقتصاد در یک فصل ۱۰.۱ درصد کوچک شده است.
این آمار میگوید افت، هم در نفت دیده شده، هم در بخشهای غیرنفتی؛ هم تولید کاهش یافته، هم سرمایهگذاری، و هم صادرات.
بنابراین مسئله اصلی فقط این نیست که:
رشد اقتصادی چقدر منفی شده است؟
سؤال مهمتر این است:
اگر همزمان تولید امروز و سرمایهگذاری فردا کاهش پیدا کند، اقتصاد با چه ظرفیتی قرار است از این افت خارج شود؟
وضع موجود؛ آنچه هست، نه آنچه میگویند